کد خبر: ۳۵۰۴۴
تاریخ انتشار: ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۴
با توجه به وزن و جایگاه سیاسی، اقتصادی و جمعیتی کشورهای عضو بریکس، این اتحاد فرامنطقه ای این ظرفیت را دارد تا با استمرار رایزنی ها و نهادینه کردن همکاری ها به یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین نهادهای بین دولتی ایجاد شده در دهه های اخیر تبدیل شود و بتواند حتی سلطه سیاسی و اقتصادی نهادهای قدیمی را به چالش بکشد. از این نظر بریکس بهترین نمونه "ظهور دیگران" در برابر غرب و قدرت های مسلط جهان است.
بانک توسعه بریکس

ال اچ وی نیوز: شاید هنگامی که در سال 2003 جیم اونیل، اقتصاددان و تحلیل گر موسسه گلدمن ساکس با قرار دادن حروف اول نام چهار کشور برزیل، روسیه، هند و چین در کنار هم عنوان "بریک" را معرفی و پیش بینی کرد که این کشورها در آینده رهبری اقتصاد جهان را به دست خواهند گرفت، هرگز فکر نمی کرد که در سال های بعد همین نام گذاری، بهانه اولیه گردهم آمدن این کشورها و شکل گیری یکی از مهم ترین مجامع سیاسی و اقتصادی دهه اخیر برای بررسی راهکارهای همکاری بیشتر و تلاش برای تبدیل قدرت اقتصادی خود به وزنه سیاسی باشد.

گرچه همکاری های جنوب- جنوب بین قدرت های در حال ظهور از اواخر دهه 90 در دستورکار آنها بود ولی نمی توان انکار کرد که طرح ایده بریک توسط جیم اونیل کمک زیادی به تسریع شکل گیری اجلاس سران این گروه  کرد. کشورهای عضو بریک در تلاش برای تبدیل قدرت اقتصادی خود به توان سیاسی و شنیده شدن صدای خود توسط کشورهای قدرتمند غربی از سال 2009 سالیانه جلسات سران خود را تشکیل می دهند که تاکنون شش نشست سران به ترتیب در روسیه، برزیل، چین، هند، افریقای جنوبی و برزیل برگزار نموده و برای توسعه همکاری های اقتصادی، انرژی، نظامی و سیاسی بین هم گفتگو و تبادل نظر کرده اند.

از همان ابتدای برگزاری نشست های سالانه سران این گروه برای تقویت همگرایی بین خود، توجه جهانیان و مراکز تحلیل به اهداف، توانمندی ها و آینده این مجموعه جلب شده است. از همان زمان بسیاری از تحلیل گران و رسانه های غربی ضمن اشاره به تفاوت ها و اختلاف نظرهای عمیق بین اعضای بریکس از نظر سیاسی، اقتصادی، نظامی و غیره، بر نامنسجم بودن این مجموعه و عدم امکان رسیدن به توافق بین آنها تاکید کرده اند. در همین راستا سوالاتی هم مطرح شده است از جمله اینکه آیا اعضای بریکس می توانند سیطره تجاری و مالی غرب و نظم مسلط فعلی را به چالش بکشند؟ آیا نهادهای در دست احداث توسط بریکس همچون بانک توسعه می تواند با نهاهای برتن وودز (بانک جهانی و صندوق بین المللی پول) رقابت کند؟ در این نوشتار تلاش شده است تا ضمن بررسی وزن و جایگاه کشورهای عضو بریکس از نظر شاخص های مختلف مورد بررسی، انتقادات مطرح شده نیز بررسی و ظرفیت ها و چشم انداز آتی این بلوک ترسیم شود.

بریکس در آمار و ارقام

مجموعه کشورهای عضو بریکس از نظر وسعت، جمعیت، حجم اقتصاد و تولید ناخالص داخلی سهم قابل توجهی در سطح جهانی داشته اند و به همین دلیل جمع شدن این کشورها در یک بلوک بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته و باعث گمانه زنی هایی در مورد آینده و امکان همکاری بین آنها شده است.

در سال 2013 اعضای بریکس 43% جمعیت جهان را در اختیار داشته اند که ترتیب جمعیت اعضای این بلوک بدین شکل است: چین (338/1 میلیارد نفر)، هند (180/1)، برزیل (201 میلیون نفر)، روسیه (141) و افریقای جنوبی (49).

از نظر وسعت نیز اعضای بریکس، وسیع ترین کشورهای جهان را در اختیار دارند که روسیه وسیع ترین کشور جهان (حدود 17 میلیون کیلومتر مربع)؛ چین سومین (64/9)؛ برزیل پنجمین (51/8)؛ هند هفتمین (28/3) و  افریقای جنوبی بیست و چهارمین (2/1) کشور وسیع جهان می باشد.

از نظر حجم اقتصادی نیز این مجموعه در سال گذشته حدود 25% تولید ناخالص داخلی جهان و طبق اعلام بانک جهانی نیمی از رشد اقتصادی جهان را در اختیار داشته است. تجارت بین اعضای بریکس در 2012 به میزان 282 میلیارد دلار بود که تا 2015 می تواند به 500 میلیارد برسد. این در حالی است که این رقم در سال 2002 فقط 20 میلیارد دلار بوده است. میزان ذخایر طلا و ارز خارجی کشورهای عضو بریکس نیز حدود 4/4 تریلیون دلار است که حدود 40% کل این ذخایر را تشکیل می دهد.   

جدول شاخص های کلان اعضای بریکس

عنوان

 

ردیف

جمعیت

میلیون نفر

(رتبه جهانی)

وسعت

میلیون کیلومتر مربع (رتبه جهانی)

تولید ناخالص داخلی اقتصاد

2013 (دلار)

(رتبه جهانی)

درآمد سرانه (دلار)

شاخص توسعه انسانی

قدرت نظامی

رتبه جهانی

برزیل

201 (پنجم)

51/8 (پنجم)

4/2 تریلیون (هفتم)

10471

718/0

هشتم

روسیه

141 (نهم)

17 (اول)

6/2 تریلیون (پنجم)

10521

755/0

سوم

هند

1180 (دوم)

28/3 (هفتم)

5 تریلیون (سوم)

1176

547/0

چهارم

چین

1338 (اول)

64/9 (سوم)

6/13 تریلیون (دوم)

4382

687/0

دوم

افریقای جنوبی

49 (بیست و پنجم)

2/1 (بیست و چهارم)

608 (میلیون)

(بیست و پنجم)

7101

619/0

سی و دوم

 

بررسی انتقادات مطرح شده

از زمان آغاز شکل گیری بلوک بریکس و مطرح شدن این مجموعه، تحلیل های بسیاری در خصوص آینده این مجموعه مطرح شده است. تقریبا وجه غالب خط تحلیلی کارشناسان و رسانه های غربی، تاکید بر ناهمگون بودن این مجموعه و وجود اختلافات گسترده در بین اعضاء از نظر منافع اقتصادی، سیاسی، توان نظامی، سطح توسعه و غیره و در نتیجه عدم وجود آینده ای روشن برای آن بوده است.

منتقدان معتقدند که شکل گیری بریکس و پیش بینی های مربوط به آینده این مجموعه، تحت تاثیر هیجان ها و احساسات و محصول دوران شکوفایی اقتصادی این کشورها در دهه گذشته (بویژه در سال های 2008-2003 ) بوده است، در حالی که در طی سال های اخیر رشد همه اعضای بریکس کاهش یافته است و اکثر اعضا درگیر مشکلات جدی اقتصادی هستند. از نظر این افراد، رشد دهه قبل نوعی استثنا بوده است و احتمالا در آینده نزدیک تداوم نخواهد یافت. در حال حاضر، "یازده کشور بعدی" یا برخی اعضای "مینت" ممکن است از اعضای بریکس رشد سریع تری دارند. نیجریه در حال کنار زدن افریقای جنوبی به عنوان بزرگترین اقتصاد این قاره است و مکزیک هم رشد سریعی را تجربه می کند.

منتقدین همچنین به تفاوت منافع و اختلاف نظرهای سیاسی و اقتصادی اعضای بریکس هم اشاره می کنند. به عنوان مثال برزیل، افریقای جنوبی و روسیه ( به عنوان صادرکننده) از قیمت بالای کالاها و مواد اولیه سود می برند ولی قیمت پایین تر مطلوب هند و چین  است. شیوه زمامداری داخلی و همچنین جهت گیری های سیاسی اعضا هم متفاوت است. هند به امریکا نزدیک تر است ولی روسیه به چین و رابطه این کشورها نسبت به اروپا هم ترکیبی است. همچنین برزیل، هند و افریقای جنوبی خواستار بازتوزیع قدرت در عرصه جهانی هستند ولی چین و روسیه بیشتر طرفدار وضع موجودند. سه کشور اول به قطعنامه شورای امنیت در مورد سوریه جهت بازکردن راه برای مداخله در آن کشور، رای ممتنع دادند ولی چین و روسیه رای منفی دادند و آن را وتو کردند. لذا از نظر این افراد، با توجه به این تفاوت دیدگاههای سیاسی، نمی توان اعضای بریکس را به صورت مجموعه ای هماهنگ نگاه کرد و باید هر کشور را به صورت جداگانه مورد قضاوت و بررسی قرار داد.

در بررسی انتقادات صورت گرفته در مورد این مجوعه باید گفت که اولا بسیاری از نکات مطرح شده صحیح است و این تنوع و ناهمگنی بین اعضا وجود دارد. به عنوان مثال از نظر شاخص وسعت، جمعیت، توسعه انسانی، درآمد سرانه، قدرت نظامی و غیره تفاوت های چشمگیری بین اعضای بریکس وجود دارد. نگاهی به جدول ارائه شده در سطور پیشین نیز این موضوع را تایید می کند. ولی این امر به معنی صحیح بودن نتیجه گیری صورت گرفته در مورد فقدان هیچ نوع آینده ای برای بریکس و یا عدم امکان رسیدن به توافق بین اعضا نمی باشد. واقعیت این است که در همه گروه بندی های سیاسی و اقتصادی بین دولتی حتی در نهادهای کاملا تثبیت شده و قدیمی همچون ناتو نیز چنین اختلافاتی وجود داشته و دارد. در همین زمینه می توان به اختلاف گسترده امریکا با فرانسه در موضوعات مختلف از تسلیح آلمان پس از جنگ گرفته تا ظرفیت هسته ای مستقل فرانسه و حمله به عراق اشاره نمود یا می توان به اختلافات بین اعضای اتحادیه اروپا برای ورود اعضای جدید به شورای امنیت و یا اختلاف نظر آلمان برای حمله به لیبی اشاره کرد ولی کسی به دلیل این اختلافات، مفید بودن ناتو و اتحادیه اروپا را زیر سوال نمی برد. لذا اعضای بریکس هم از این امر مستثنی نیستند و وجود اختلاف نظر نمی تواند به معنی عدم امکان رسیدن به توافق و همکاری باشد.

همچنین انتقادات صورت گرفته در مورد کاهش رشد اقصادی بریکس هم درست است ولی باید این نکات را هم مدنظر قرار داد که اولا کاهش رشد به دلیل رکود و بحران اقتصادی جهانی است و مختص این کشورها نیست و از سوی دیگر میانگین رشد این کشورها در مجموع در مقایسه با دیگران، چندان هم بد نبوده است. به عنوان مثال میانگین رشد اعضای بریکس در سال 2012 حدود 4% بود ولی در غرب حدود 7/0% بوده است. به رغم افول رشد اقتصادی، از نظر حجم اقتصادی، بریکس از پیش بینی جیم اونیل بیشتر رشد کرده است. اونیل پیش بینی کرده بود که تولید ناخالص داخلی بریکس تا سال 2013 به 7/8 تریلیون برسد در حالی که به حدود 15 تریلیون رسید. به رغم مشکلات اقتصادی ولی طبق پیش بینی های اقتصادی، چین به زودی از اقتصاد امریکا پیشی می گیرد و هند از ستون های اقتصاد جهان خواهد بود.

همچنین نکته قابل توجه دیگر در خصوص بریکس این است که به رغم اینکه نامگذاری اولیه این گروه، مبنایی اقتصادی و سرمایه گذاری داشت ولی بعد از شکل گیری نشست های سران و حرکت به سمت تعریف همکاری های بیشتر، بریکس دیگر فقط وجه اقتصادی ندارد، بلکه وجه سیاسی آن هم اگر نه بیشتر ولی به همان میزان اهمیت دارد. در همین راستا، از جمله ویژگی های بریکس این است که همه چهار عضو اصلی (و افریقای جنوبی تا حدی کمتر)، همگی جاه طلبی های جهانی مثل عضویت در شورای امنیت، اصلاح ساختارهای بین المللی و یا دستورکار جهانی دیگر دارند. به عبارتی دیگر، گرچه نام گذاری اونیل مبتنی بر رشد سریع اقتصادی و بازارهای بزرگ بود ولی اکنون سیاستمداران عضو بریکس به دور از ایده اولیه در جهتی دیگر حرکت می کنند و در پی تقویت تجارت بین خود، مواضع هماهنگ در گروه 20،  صندوق بین المللی پول، تاسیس بانک بریکس، بازار سهام مشترک، لغو روادید، قوانین سرمایه گذاری مشترک و تقویت ارتباط جوامع و یادگیری از تجربیات هم هستند. لذا انتقاد برخی از بریکس به عنوان مجموعه ای بی معنی به دلیل عدم رشد اقتصادی اعضا نیز دیگر وجهی ندارند چرا که دلیل جلسات و همکاری اعضا اقتصادی نیست.

همچنین درست است که در بین اعضای بریکس تفاوت دیدگاه مشترک از همان ابتدا وجود داشته است ولی بریکس هنوز فقط 6 سال است که جلسات سران برگزار می کنند و متصور هم نیست و نخواهد بود که در مورد همه چیز توافق داشته باشند، همچنانکه که اعضای ناتو، اتحادیه اروپا و سازمان توسعه و همکاری اروپا در مورد همه چیز توافق ندارند. از سویی دیگر، از هنگام برگزاری اولین اجلاس سران در سال 2009 تاکنون موفقیت های زیادی هم داشته است و دستورکار آن هر سال گسترده تر می شود. توافق اخیر برای تشکیل بانک بریکس به عنوان یکی از اولین نهادهای ایجاد شده توسط این مجموعه، گام مهمی در همین راستا و نشان از جدیت اعضا برای همکاری است.

واقعیت این است که اکثر تحلیل گران و مفسران امریکایی و غربی بر تضادها و تقابل منافع گسترده در بریکس و لذا بر عدم امکان توافق آنها روی هیچ چیز تاکید می کنند ولی این نوع تحلیل به این دلیل است که اگر بریکس موفق شود و بتواند به توافق و اجماع برسد، منافع و سیطره آنها را به خطر خواهد انداخت. تلاش دارند تا از طریق سیطره خط فکری و رسانه ای خود و یا تلاش برای دور کردن برخی اعضا آن را تضعیف کنند. کمتر تحلیل گر یا مفسر غربی را می توانید بینید که بگوید بریکس واقعا قرار است کاری بکند یا می تواند موفق شود و باید به آنها این فرصت را داد.

چشم انداز آینده و چالش های بریکس 

بریکس به عنوان یک ائتلاف فراقاره ای، ساختاربندی جدیدی برای اقتصاد و سیاست جهانی و تنها ائتلاف قدرتمند جهانی بدون مشارکت اروپا و امریکا است که این ظرفیت را دارد تا صدایی قوی در مجامع و مباحث مهم اقتصادی و سیاسی بین المللی باشد و سیطره نظم مسلط فعلی را به چالش بکشد. در حال حاضر دو کشور عضو بریکس، عضویت دائم شورای امنیت را دارند و هر سه کشور دیگر داعیه عضویت دائم در شورای امنیت و اصلاح ساختارهای سیاسی و مالی جهانی را دارند و از این نظر شایان توجه است.

از نقطه نظر اقتصادی نیز تا سال 2030 از چهار اقتصاد اصلی جهان، سه کشور عضو بریکس خواهند بود. در حال حاضر نیز اعضای بلوک با توجه به حجم اقتصادهای خود، این ظرفیت را دارند تا بر تحولات مالی و اقتصادی جهانی تاثیرگذار باشند. به عنوان مثال توافق اخیر اعضای بریکس برای تاسیس بانک مشترک، به چالش کشیدن و رقابت با نهادهای غربی مثل بانک جهانی و صندوق بین الملی پول است. همچنین مباحث تغییرات آب و هوایی و یا حتی بی ثباتی مالی جهانی بدون اعضای بریکس قابل حل نیست و اگر آنها در مورد هر یک از اینها به اجماع برسند بر نتیجه جلسات مرتبط با این مسائل تاثیرگذار خواهند بود. همچنین اجرای توافق برزیل و چین برای انجام بخشی از پرداخت های تجارت فیمابین به پول ملی خود (به جای دلار یا یورو)، آغازی مهم در تضعیف دلار و کاهش سیطره آن خواهد بود و در صورت، تعمیم چنین اقدامی بین همه اعضاء نیز می توند این روند را تشدید نماید.

با این وجود لازم به ذکر است که بریکس هنوز در آغاز یک فرایند است و به آهستگی به سمت نهادینه کردن روابط خود حرکت می کند و این روند ممکن است طولانی باشد. ضمن اینکه این مجموعه با چالش های جدی نیز مواجه است. مهم ترین چالش بریکس، رسیدن به یک دیدگاه مشترک در مورد اینکه می خواهند چه کاری انجام دهند، است. اگر اعضا بتوانند به دیدگاه واحد در هر موضوع جهانی برسند، آن گاه می توانند در تعیین دستورکار مجامع جهانی و جهت گیری مباحث نقش مهمی ایفا نمایند که نمی توانند نادیده گرفته شوند و آلترناتیوی واقعی در برابر دیدگاه و روایت مسلط خواهد بود.

همچنین بریکس هنوز از نظر تجارت و همکاری اقتصادی درونی بریکس بسیار ضعیف است. به رغم تجارت قوی چین با همه اعضاء ولی تجارت درونی بین دیگر چهار عضو گروه  ناچیز است. فقط 5/2% از سرمایه گذاری مستقیم انجام شده توسط اعضای گروه بریکس در داخل گروه است که رقم ناچیزی است و  در عوض 40% این سرمایه ها به کشورهای توسعه یافته امریکا، اروپا و ژاپن می رود.

از دیگر چالش های مهم بریکس، دور بودن نسبی آنها از هم و فقدان شناخت از ظرفیت های همکاری و توانمندی های یکدیگر است. هرچند اعضای بریکس با برگزاری جلسات مشترک بین مقامات تجاری، تعاونی ها، نهادهای غیردولتی، تسهیل رفت و آمد و غیره سعی در ایجاد چنین شناختی دارند.

سخن پایانی اینکه، به رغم مسائل مطرح شده در خصوص عدم انسجام و تفاوت ها و اختلاف نظرهای سیاسی و اقتصادی درونی بریکس، ولی این مجموعه با توجه به وزن و جایگاه سیاسی، اقتصادی و جمعیتی خود این ظرفیت را دارد تا با استمرار رایزنی ها و نهادینه کردن همکاری ها به یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین نهادهای بین دولتی ایجاد شده در دهه های اخیر تبدیل شود و بتواند حتی سلطه سیاسی و اقتصادی نهادهای قدیمی را به چالش بکشد. از این نظر بریکس بهترین نمونه "ظهور دیگران" در برابر غرب و قدرت های مسلط است.

دکتر داود رضایی اسکندری

کارشناس وزارت امور خارجه

نام:
ایمیل:
* نظر: